تبليغاتX
اخگر - محصول تنور انتخابات

در آن شبهای کذایی فضای ایران را رایحه آزادی و عدالت اسلامی ونوای موسیقی رپ و جا ز آمریکایی پر کرده بود ....حتی پیروان ترشروی دولت  هم گره از ابروان با ز کرده  و با موزیک رپ ترقصی میفرمودند -  خواهران هم دستی به سر و روی شان کشیده و سرخابی بر لب و لپ شان مالیده و گلابی بر موهای افشان شان پا شیده بودند که احتمالا گلابش از قمصر نبود و بوی خوشی نداشت !!...ولی به هر حال هر چه در چنته داشتند با خوشرویی بر طبق اخلاص گذارده و بر رونق مهر ورزی افزوده بودند.

آزادی از عرصه اجتماعی به عرصه مبارزات سیاسی نیز کشیده شده بود و کاندیداها در کمال آزادی ..!! یکدیکر را زیر ضربات اتهاما ت گرفته و نه تنها یاران مکتب را بمبا ران میکردند بلکه تما شاگران عزیز تلویزیون را نیز شگفت زده از این همه آزادی بیان مینمودند  ... هر شب پس از پایان این شوی تلویزیونی  - بساط بحث و گفتگوی سیاسی و تحلیلهای آبکی در میان مردم کوچه وبازار داغ داغ بود بطوری که دامنه آن به صدای آمریکا و بی بی سی کشیده و رجا ل سیاسی را به تحسین از شور انتخاباتی و کنایه به تحریم کنندگان وا میداشت ..

از شما چه پنهان نقش احمدی نژاد در  انداختن توپ به میدان حریف و زدن گلهای تبلیغاتی وایجاد شور و حال در تماشاگران داخلی و خارجی – بسیار ماهرانه و شگفت انگیز بود ...بطوری که آقای اوباما و تیم ایشان و نیز رهبران اروپایی بویژه دولتمردان انگلیسی ا ز این همه جسارت و شجاعت و  آزادی بیا ن به وجد آمده بودند ....

.تنور انتخابات لحظه به لحظه داغ و داغ و داغتر میشد و حرارت آن عرق بر سر و روی دست اندر کاران  نشانیده بود که اگر خوب وارسی میکردی به عرق شرم شباهت بیشتری  داشت ولی چون قرار بر تحمل و مدارا به قصد کشانیدن مردم به خیابانها بود غمض عین میشد...

 

بالاخره پس از یک هفته آزادی مطلق که حاکمیت دینی و قوانین ارزشی آن تعطیل  ورقص و آواز و شادی در پیست سراسری ایران حاکم شده بود...اخذ آرا آغاز گردید و مشتاقان و علاقمندان چهار کاندیدا پایکوبان روانه حوزه های رای گیری شدند و همه امید ها و احساسات سیاسی شان را در یک نام از فرزندان مورد وثوق حاکمیت دینی خلاصه کردند و تحویل دیگر فرزندان نظام دادند تا از آن پاسداری و سپس  قرائت گردد....در واقع لقمه چرب و خوشمزه مشارکت سیاسی را به دست گربه ای سپردند که در سی سال گذشته اشتهای سیری نا پذیرش را در بلعیدن لقمه های آزادی و دمکراسی به آشکارا مشاهده کرده بودند و خوب میدانستند که این گربه از دیزی در باز همانگونه تناول میکند که از  دیزی های در بسته....حال چرا به حیای گربه دل بسته بودند ما نمیدانیم شاید این هم از برکات روشنفکری زود رس بود و ما غافل....

ساعت ده شب روز جمعه 22 خرداد کرکره حوزه ها را پایین کشیدند و شمارش آرا در پشت در های بسته آغاز شد ... رای دهندگان عزیز آن شب پس از یک هفته پایکوبی و مشارکت جدی و حضور با شکوه...! در میدان بازی به خانه هایشان بر گشتند و آسوده خیال و شادمان ولی خسته خوابید ند .. حتی آقای کروبی هم بر خلاف قولی که به خود داده بود سر بر با لین نهاد و به خواب ژرف فرو رفت تا رویای ورود به مرحله دوم انتخابات را تماشا کند ...لابد نمایندگان کاندیداها به آنان گفته بودند شما بخوابید که ما بیداریم ...!!

صبح روز شنبه همه خواب رفتگان سراسیمه بیدار شدند و دست و رو نشسته به سراغ جعبه جادویی تلویزیون هجوم آوردند و دیدند عده ای در خیابان های تهران به دست افشانی پرداخته و پیروزی  احمدی نژاد را جشن گرفته اند ...!!!!

هیچیک از این خواب رفتگان باور نمیکردند ....چشمهایشان را میمالیدند به گمان اینکه خواب می بینند ...اما بالاخره بیدار شدند و واقعیت تلخی که بر کام شان نشسته بود تجربه کردند ...آه از نها د همه بر خاست آه ها به ناله و سپس به فریاد مبدل گشت ....همه عصبانی و افسرده و شگفت زده و بر این گمان که به آنها خیانت شده است به ستاد های خود سرازیر شدند .... هر یک از کاندیداها خود را برنده بازی می پنداشتند....!

ساعت دو بعد از ظهر روز شنبه 23 خرداد پایان بازی اعلام و نتیجه که پیروزی احمدی نژاد بود از رسانه های ملی اعلام گردید ...دو ساعت بعد رهبر انقلاب ضمن سپاس از مشارکت بی مانند مردم  مهر تایید بر نتیجه آرا نهاد ....

طوفان بپا خاست  ...جشن و پایکوبی شبهای گذ شته به نوحه سرایی و خشونت مبدل گردید ...آقای اوباما و دوستان اروپایی اش نیز احساس شکست و ناکامی کردند و از اینکه آن گونه مردم رابرای حضور بر سر سفره عقد دعوت کرده بودند شرمنده و عاصی شدند و دستی را که با دستکش سبز به سوی ایران دراز شده بود پس کشیدند و مشت هایشان را حواله دادند ...!!  آخر عروس را به حجله راه نداده بودند  و داما د رو دست خورده بود ...آقای اوباما محبوب  خودش را مطا لبه میکرد تا در خانه سبزی که برایش تدارک دیده بودند  لباس مردمسالاری دینی بر تنش کنند و با گلاب دمکراسی آمریکایی شستشویش دهند و گوسفند سر براه حاکمیت ملت را پیش پایش قربانی نمایند تا دیگرملت ایران   اینقدر حقوق بشر ...حقوق بشر نکنند ....!!!

غوغای خانه داماد به خانه عروس هم سرایت کرد...تنور انتخابات بد جوری همه چیز را به آتش کشیده بود  .ما فیای اقتصادی هزینه بسیاری برای این عروسی پرداخته و امید  داشت پایگاههای قدرت را تصاحب کند و چونان گذشته بر چپاول سرمایه های ملی ادامه دهد...  اما مافیای سیاسی همچنان که در مناظرات تلویزیونی وعده داده بود  این فرصت طلایی را از آنان سلب کرد

نبرد در سراسر جبهه ها در بالای هرم حاکمیت به وقوع پیوست و آرزوهای یک ملت در تنور انتخابات سوخت و جوانان پاکنهاد ما که دغدغه فردای زندگیشان را داشتنند و از نبود آزادی در رنج بودند به میدان پر سنگلاخی  کشیده شد ند که اصولا دروازه ای  برای شلیک گل آزادی در آنجا تعبیه نشده بود   و صد البته که این را آقایان کاندیداها میدانستند  و میدانند و وعده هایشان از آغاز تو خالی و غیر قابل اجرا بود و آنان کسانی نبوده و نیستند که توانایی رهبری و هدایت مطالبات جوانان کشور ما را داشته باشند زیرا آنا ن از شورایی به ملت ایران معرفی شده اند که آن نهاد خود مشکل آفرین است و تا زمانی که این مانع بزرگ ا ز فرا روی انتخابات کشور بر داشته نشود و قانون اساسی تغییر نکند نمیتوان و نباید به نتا یج انتخابات دل بست و مردم را به درون خانه ای هدایت کرد که خروجی ندارد

بهر روی آتش انتخابات از عرصه نبرد دو قرت مافیای سیاسی و مافیای اقتصادی بیرون زده و لهیب آن سراسر کشور را فرا گرفته است  - نیروهای فریب خورده و فریب دهنده در دو سوی میدان صف آرایی کرده و مواضع یکدیگر را زیر آتش سنگین گرفته اند ... این بار غرب با ترک سنگر قبلی خود به سوی مردم تغییر مکان داده و این یکی از آثار مانیفست تغییر اوباما به حسا ب آمده است ....شعارها از خط سبز عبور کرده و خط قرمز ها را هدف قرار داده است ....هر شب در خیابانهایی که نوای دف و تنبور می آمد صدای الله و اکبرو نفیر گلوله ها و خروش اعتراضات شنیده میشود ....آتش انتخاباتی که از درون نظام شعله ور شده بی محابا به سوی مراکز قدرت پیش میرود ...حتی کشته ها و مجروحین نتوانسته سدی در برابر آن ایجا د کند ...مافیای اقتصادی به سکوت مرگبارش ادامه میدهد...مافیای سیاسی با آن که هنوز سیل خروشان مردم را خس و خاشاک میبیند و لی رنگ بر رخسار ندارد ...بنظر میرسد اختیار از دست موسوی و کروبی و احمدی نژاد خارج شده است ...گویا آخرین ترفند حاکمیت فرقه ای برای فریب مردم کار ساز نبوده .زیرا در این سی ساله گذ شته همه فن ها بکار رفته است .....دولت سازندگی  - دولت اصلاحات – دولت بنیاد گرا هیچیک زبان ملت ایران را نفهمیدند و برای درک آن نیز تلاش نکردند و آن گونه که خود آموخته بودند با ملت ایران سخن گفتند که قابل درک نبود ...

مردم برای بپا خاستن دلایل بسیاری دارند ..اما حاکمیت برای راضی کردن آنان چه حرف نا گفته ای دارد ..؟ زلزله ای آمده و بنای اعتماد ملت ایران را ویران کرده است

پس چه باید کرد ...؟

بهترین و اجرایی ترین و خدا پسندانه ترین اقدام آنستکه حاکمیت در انتقال قدرت به ملت ایران پیشگام گردد و مقدمات رفراندوم را فراهم سازد و خود به اشاعه دینی بپردازد که به آن متعهد و ملتزم است

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت توسط اخگر |