تبليغاتX
اخگر

کالبد شکافی روشنفکران کمونیست در ایران

 

(  قسمت هفتم )

 

بر خورد حزب توده با نهضت ملی شدن نفت

چگونه حزب توده با همه خوشرقصی ها فرو ریخت

حزب توده دستی در دامان روس و دستی دیگر در بیعت با  انگلیسها

 مامور مخفی شوروی به ایران پناهنده شد و رهبران حزب توده را به کام مرگ فرستاد

 

 

در جریان باز بینی نهضت ملی شدن نفت و نقش احزاب در آن باید قبل از پرداختن به حزب توده ، نگاهی به یکی از جریان های بسیار موثر در تداوم نهضت  بیندازیم و آن نقش دکتر مظفر بقایی و حزب  زحمتکشان او و روزنامه  شاهد وابسته به دکتر بقایی بود  زیرا براستی باید  اذعان داشت اگر  کوشش های دکتر بقایی و انتشار شاهد نبود کار به ملی شدن صنعت نفت نمی انجامید و جبهه ملی نیز شکل نمیگرفت  .

زمانی که دکتر بقایی وارد عرصه مبارزات سیاسی  شد دکتر مصدق خانه نشین بود  . نقش روز نامه شاهد  در ابطال انتخابات  اول دوره  شانزدهم  تهران بر هیچکس پوشیده نیست  زیرا اگر این انتخابات  منحل نمیشد ، در انتخابات بعدی هشت نماینده جبهه ملی از صندوق ها در نمی آمدند و داستان ملی شدن نفت پدید نمی آمد  .

سر مقاله های روز نامه شاهد آ ن چنان جذاب  و پر خواننده بود که نه تنها در تعیین مشی سیاسی جامعه  موثر بود  بلکه سبب جذ ب  دانشجویان و جوانان و روشنفکران و کارگران به حزب زحمتکشان و سایر سازمانهای دیگری که دکتر بقایی براه انداخته بود میشد از قبیل  سازمان نظارت بر آزادی انتخابات   - سازمان نگهبانان آزادی  -سازمان مبارزه برای ملی شدن نفت در سراسر کشور .

حضور دانش آموزان و جوانان در پای صندوق های انتخابات آن چنان  موثر بود که کسی را یارای تقلب نبود و نیز  جاپ پر تیراژ شاهد و توزیع آن بوسیله جوانان  و بر خورد با ماموران و حراست از چاپخانه ، نشانه مدیریت دکتر بقایی و احترم جامعه نسبت به وی بود  ...  پس از این قبیل زمینه سازیها بود که ابتدا حسین مکی و سپس سنجابی و صالح  در کنار بقایی قرار گرفتند و به مجلس  شانزدهم راه یافتند .


ادامه نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی  روشنفکران کمونیسم در ایران 

( حزب توده )

سازمان اطلاعات و جاسوسی حزب توده چه کرد ؟

کارنامه حزب توده :

قتل ، جنایت ، ترور ، سرقت ، بازی با افکار عمومی ،

ترویج روحیه ضد ایرانی و وابستگی به بیگانه

 

بررسی وتحلیل عملکرد حزب توده زمانی معنا پیدا میکند که توان و قدرت مانور و عملیات آن را بدانیم و به همین دلیل ضروری است به یکی از عوامل قدرت این حزب که به دوام آن منجر گردید بپردازیم و آن سازمان اطلاعات و جاسوسی حزب توده بود .

قبلا اشاره کردم که حزب توده پس از حادثه سوء قصد به شاهنشاه  ، منحله اعلام و کوششهای آن به زیر زمین کشیده شد.. اما انچه که به دوام  و بقای حزب کمک کرد دو عامل بود  : 1 – حمایت دولت اتحاد جماهیر شوروی  2 – وجود سازمان اطلاعات و جاسوسی آ ن حزب که بوسیله دکتر کریم فروتن  اداره میشد .

مسئولیت سازمان اطلاعات حزب توده  در درون حزب بطور سری و به دور از اطلاع  و آگاهی افراد  در بدنه حزب بعدها به خسرو روزبه سروان اخراجی ارتش سپرده شد  . روزبه دو معاون داشت  ، اشوت شهبازیان با نام مستعار پرویز و مهندس کاظم ندیم با نام مستعار عبدالله .

شهبازیان سه شاخه از سازمان اطلاعات حزب را اداره میکرد : 1 – شاخه تعقیب و مراقبت  به مسئولیت  سروژ استپانیان  2 – شاخه کسب خبر  از منابع انتظامی به مسئولیت  اکبر انصاری . 3 – شاخه کسب خبر از ادارات و دوایر شهربانی و پلیس به مسئولیت  اسحاق محجوبی  

مهندس کاظم ندیم شاخه های زیر را اداره میکرد :

1شاخه احزاب و جمعیت ها به مسئولیت حسین مهر داد

2 – شاخه ادارات و مطبوعات

3 – شاخه اصل چهار ترومن که امریکایی بود  - سفارتخانه ها و کلیساها که زیر نظر دکتر اسماعیل بیگی اداره میشد .

این تشکیلات وسیع و گسترده که نمودار کوچکی از سیستم امنیتی و اطلاعاتی شوروی بود در همه سازمانهای کشوری و لشکری کشور نفوذ یافته و کسب خبر و اطلاعات میکرد .  در چنین شرایطی که حزب توده با تمامی قوا و با حمایت بیگانه به جاسوسی علیه مصالح و منافع ایران پرداخته بود کشور فاقد یک سازمان اطلاعاتی و یا ضد جاسوسی بود و کلیه افسران  و درجه داران رکن 2 ستاد ارتش و شهربانی و ژاندارمری نیز که به امور امنیتی میپرداختند وهمچنین کارمندان موثر  ادارات و احزاب و سازمانهای سیاسی و اجتماعی کشور تحت  نظر سازمان اطلاعاتی حزب توده بودند . نفوذ این سازمان بحدی بود  که کلیه اقدامات و اطلاعات سازمانها و  عوامل اطلاعاتی ارتش و پلیس لو میرفت و برنامه های آنان  برای ایجاد امنیت و آرامش  و مبارزه با دشمنان  میهن خنثی میگردید

در سال 1334 که اسناد سازمان جاسوسی حزب توده بدست  ماموران فرمانداری نظامی تهران افتاد و این لانه شرارت کشف گردید ، تمامی اطلاعات مربوط به احزاب  زحمتکشان ، ایران ، نیروی سوم ، پان ایرانیست ، فدائیان اسلام ، مجاهدین اسلام وسایر جمعیتها در بایگانی این حزب پیدا شد که توسط عوامل نفوذی حزب توده سرقت شده و در اختیار حزب قرار گرفته بود .


ادامه نوشته
+ نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکری کمونیزم در ایران

( حزب توده )

حزب توده در دوره مصدق به تقویت سازمان نظامی پرداخت

کیانوری در لباس  افسر شهربانی از ایران گریخت

چرا سازمان امنیت و اطلاعات کشور تاسیس شد ...؟

چگونه تیمور بختیار در عراق به قتل رسید ...؟

چرا مدیران و صاحبان صنایع کشور باید ترور میشدند  ..؟

 

ترور نا فرجام شاهنشاه  ، حوادثی را در عرصه سیاست ایران در بر داشت که مهمترین آنها عبارت بودند از :

 1 – اصلاح قانون اساسی و تشکیل مجلس موسسان ، بر این اساس شاهنشاه از حق انحلال مجلسین بر خوردار شد

2 – رویه متداول تایید یک نخست وزیر از سوی مجلس  پیش از صدور فرمان نخست وزیری به وسیله شاه ، منسوخ گردید

3 – تقویت ارتش   بمنظور جلوگیری از گسترش کمونیسم .  دولت ایران از ایالات متحده آمریکا در خواست کمک های نظامی نمود که این خود راه ورود آمریکا را به ایران هموار میکرد

5 – تقدیم پیش نویس قرداد الحاق به قردادنفت ایران وانگلیس به مجلس شورای ملی در تیر ماه    1۳۲۸  با طرح موضوع نفت در پارلمان ایران ، صف بندی های جدیدی در کشور بوجود آمد که ظهور جبهه ملی یکی از انها بود و با حزب توده به رقابت پرداخت

6 – در سال 1329 حزب توده و سازمان های وابسته به آن  ، موفقیت نهضت ملی را نادیده  گرفته و آن را تحقیر میکرد ند

7 – تجدید نظر در استراتژی حزب با بالا گرفتن نیروی نهضت ملی ،

8 – فرار ۹ تن از رهبران حزب در 25 آذر 1329 همراه با خسرو روزبه که  بعدا با هماهنگی های لازم به گسترش حزب پرداختند  ، بطوری که تا بهار سال 1331 حزب توانست تعداد اعضای خود را به پیش از دوران غیر قانونی شدن برساند

9 – مهمترین دستاورد جنبش کمونیستی در این ایام رسوخ در ارتش بود  . این شبکه تا سال 1333 که همه افسران آن حدود 600 نفر دستگیر شدند فعالیت جدی داشت

10 – حزب توده از فرصت آزادی نسبی دوران مصدق استفاده کرد و بطور علنی در جریان حوادث حضور یافت  تا آنجا که در حادثه سی تیر نفش عمده ای در بازگشت مصدق بر سر کار بعهده داشت


ادامه نوشته
+ نوشته شده در شنبه 11 آبان1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکری کمونیزم در ایران

( حزب توده )

قسمت چهارم

 

شورش افسران خراسان عضو حزب توده

افسرانی که سوگند وفاداری خود را شکستند

خسرو روزبه در دادگاه به جنایات خود اعتراف کرد .

 

در ادامه جنایات و خیانت های حزب توده  باید ار سازمان نظامی افسران خراسان عضو حزب توده یاد کرد  ،  سازمانی که بر خلاف سوگندی که برای پاسداری از میهن یاد کرده بود در کام خیانت فرو رفت و در خراسان علیه مصالح ملی و استقلال کشور دست به شورش زد و جامعه ملتهب ایران را در بهت و حیرت فرو برد...! چگونگی ماجرا از این قرار بود  :

در شبب 24 مرداد 1324بیست افسر و پنج سرباز از لشگر 8 خراسان به فرماندهی یک افسر توده ای به نام سرگرد اسکندانی با چند دستگاه کامیون و جیپ و بی سیم و مقداری مواد غذایی و پوشاک سرقت شده از انبار لشگر،  مشهد را به قصد شمال ایران  ترک کردند این گروه روز 25 مرداد از قوچان گذشتند و پس از قطع سیم های تلفن و تلگراف عازم مراوه تپه شدند تا پادگان را خلع سلاح نمایند.

در مراوه تپه سرگرد اسکندانی به عنوان جعلی سرپرست هیئت بازرسی به پادگان وارد شد و افسران را به بهانه تخلف اداری روانه مشهد ساخت و آنگاه به کمک یارانش سلاح و مهمات را بار کامیون ها کرده بطرف گرگان حرکت نمودند.

روز27 مرداد شورشیان به گنبد رسیدند . اسکندانی با احمد قاسمی دبیر مسئول کمیته ایالتی حزب توده در گرگان تماس و تقاضای همراهی و مساعدت کرد  .، ولی قاسمی میگوید :

شما کار بیهوده ای کردید ما در وضعی نیستیم که بتوانیم قیام مسلحانه بکنیم!!   


ادامه نوشته
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکری کمونیزم در ایران   ( حزب توده   ) 

قسمت سوم

خسرو روزبه : برای حفظ شرافتم مرا اعدام کنید

کیانوری : ما روزبه را قهرمان کردیم

اسنادمیگویند : آذربایجان را شاه نجات داد نه قوام

ترور شاهنشاه : میوه درخت ارتجاع سرخ و سیاه

 

 

داستان پر ملال  تهاجم بیگا نگان به ایران و حضور سربازان انگلیس و روس و سپس آمریکا به ایران را نوشتم و نوزاد  این عفریته زمانه را که با پوشش دموکراسی به خاک پاک ایران گام نهاده بود معرفی کردم   : انتر ناسیونا لیسم لنینی و نوزاد بهم چسبیده اش انتر ناسیونالیسم دینی را میگویم

نوزادانی که در دامان بیگانه  و در کنار سربازان روسی و انگلیسی  ،پرورش یا فتند

 حزب توده در آغوش فرقه دموکرات آذر بایجان که از پستان کمونیزم شوروی تغذیه شده بود ائتلافی را پدید آورد که جای روشنفکران دیگری از جریان ایران بر باد ده های زمانه خالی بود که آنهم پس از اندک زمانی با پیوستن حزب ایران به آن دو طفل نا بالغ ،جر ثومه فساد کامل شد و ثمره این اتحاد نا مقدس همانگونه که قبلا نوشتم  توطئه جدایی آذر بایجان از ایران  زمین بود .اما این دسیسه تاریخی به یاری میهن پرستان ایرانی و فشار های جهانی نقش بر آب شد و حزب توده  از بوته آزمایش تاریخ سر افکنده بیرون آمد  ، شکست توطئه نافرجام روسها در ایران ،  آن چنان تلخکامی  برای حزب توده ببار آورد که دیگر هرگز نتوانست  اثرات آن را از خودبزداید.....

اما نکته پر اهمیتی که نمیتوان بدون ذکر آن گذشت ، واکنش محمد رضا شاه در این سلسله حوادث شوم و ایران بر باد ده بود ،براستی نقش یک پادشاه جوان در سن بیست سالگی برابر   طوفانی از تهاجم نیروی متفقین  - وجود و حضور رجال وابسته و خائن در عرصه سیاست  - فرصت طلبی های رذیلانه انگلیسها  - توطئه تقسیم ایران به مناطق نفوذ بین روس و انگلیس  - فقر و نابسامانی اقتصادی حاصل از جنگ – دشمنان سوگند خورده داخلی برای بر چیدن نظام پادشاهی ... و بسیاری فشارهای دیگرچگونه باید می بود  ؟ و با این مصائب ملی چگونه باید مبارزه میکرد و جان سالم از این مهلکه خوفناک بدر میبرد و ایران را نجات میداد  ؟


ادامه نوشته
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت توسط اخگر |

 

 

 کالبد شکافی روشنفکری کمونیسم در ایران

 

چگونه حزب توده تشکیل شد ....؟

ریا و تزویر و پنهان کاری پشت شعار های زیبا

حزب توده در خدمت شوروی -- پیشه وری در خدمت حزب توده

چگونه روشنفکران حزب توده و یاران شا ن ، آزادی را به مسلخ بردند   ؟ !

 

 

جنبش های اولیه کمونیسم در زمان رضاشاه را به اختصار نوشتم و واکنش پادشاه ایران را بر شمردم ....اما متاسفانه حمله متفقین به ایران سبب کناره گیری رضاشاه از قدرت  و بر باد رفتن آرزوهای ملت ایران گردید وسپس فرصت مناسبی برای سوسیالیست های رها شده از زندان فراهم گشت تا به باز سازی تشکیلات سیاسی خود بپردازند و حزب توده را تاسیس نمایند

15 مهر ماه 1320 گروه بازمانده ارانی با تاکتیکی نو به میدان آمد ند و آن سرپوش گذاردن بر وابستگی های کمونیستی خود بود زیرا قانون مجازات مقدمین علیه امنیت و استقلال کشور که در 22 خرداد 1310 بتصویب رسیده بودهر گونه فعالیت های کمونیستی را در کشور ممنوع میساخت

حزب توده در آغاز نمیتوانست آشکارا مرام کمونیست را تبلیغ کند و بدین روی به بهره گیری از اعتبار رهبران سیاسی و پارلمانی دوران قبل پرداخت  و سلیمان میرزای اسکندری یکی از اعضای خوشنام حزب سوسیال دمکرات ایران را به عنوان  " رئیس کمیته مرکزی موقتی پانزده نفره  " برگزید و برادرزاده های او عباس و ایرج اسکندری را در آن کمیته پذیرفت.


ادامه نوشته
+ نوشته شده در شنبه 16 شهریور1387ساعت توسط اخگر |

نگاهی دیگر به درون حرکت های سیاسی در ایران...!

 

سهم روشنفکرها درتوسعه سیاسی ایران چه بوده است؟!

 

اولین جنبش کمونیستی در ایران چگونه بوجود آمد... ؟

 

چرا بیانیه سردار سپه را جدی نگرفتند .... ؟

 

برای  جامعه ایران که در عصر روشنگری صدمات جبران ناپذیری از روشنفکران دریافت کرده است هیچ امری ضروری تر از کالبد شکافی اجتماعی و بررسی علل و دلایل عدم توسعه سیاسی در کشور نمیباشد .  در این که جوامع عقب مانده تا چه اندازه نیازمند آزادی هستند و آیا توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی در اولویت قرار دارد  یا توسعه سیاسی...؟ و اینکه آیا  جامعه ای که گرفتار فقر و بیسوادی و بیکاری و آنارشیسم و حضور عوامل ریز و درشت خارجی و بی قانونی و استبداد مذهبی هست میتواند  طالب آزادی و دموکراسی باشد یا خیر؟ از نکاتی است که باید به آن بطور شفاف و بی غرض و مرض پرداخت تا سهم هر کس در پیشرفت امور اجتماعی و ایجاد عدالت اقتصادی و سیاسی مشخص گردد.

ملت ایران از یکصد سال پیش برای ایجاد عدالت و مبارزه با دیکتاتوری بپا خاست و در واقع پرچمدار یک جنبش ملی در سراسر منطقه بود ولی چرا این نهضت آلوده به دخالت  انگلیس و روس شد وناکام گردید و اساسا سهم روشنفکران و لیدرهای سیاسی کشور ما در عدم توفیق پروژه توسعه سیاسی چقدر بوده از نکات قابل بحث و بررسی است که تا بحال به آن نپرداخته ایم .

 در تاریخ ایران نقش پادشاهان و نخست وزیران و چهره های شاخص سیاسی به شکل پیچیده ای مطرح شده ولی به آن گروه از آدمهایی که جریان ساز حوادث بوده اند و در تفکر شخصیت های مطرح زمان نقش اساسی داشته اند اشاره نگردیده  .  

اینکه روشنفکران در هر عصر و زمانی دم از آزادی زده یا میزنند خود تا چه اندازه در سازندگی کشور نقش داشته اند و نیاز ها و باید و نباید های اجتماعی را چگونه دریافته اند باید به نقد کشیده شود تا حداقل انتظارات جامعه به بیراهه هدایت نگردد و عوام فریبی جایش را به وجیه المله بودن ندهد...!


ادامه نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت توسط اخگر |

دستان آلوده به خون روشنفکران چپ و فدائیان خلق

 

نبرد تن به تن ماموران امنیتی با روشنفکران فریب خورده...

 

مبارزه با کنسرسیوم نفت صحنه سیاست ایران را به خون کشید...!!

 

آنان که استادیوم یکصد هزار نفری را هدف انفجار قرار دادند...!

 

از سالهای 1348به بعد که مبارزه پادشاه ایران با کنسرسیوم نفت آغاز شد ، کشور های سرمایه داری و برخی کشورهای عربی نظیر مصر و عراق حمله به مصالح و منافع ملت ایران را هدف قرار داده و برای بی ثبات کردن کشور  دست به تبلیغات رسانه ای و اقدامات ایذایی  زدند که آثار آن  در اقدامات تروریستی و جنگهای خیابانی بروز کرد .

 اولین گروه سیاسی که در این شرایط حساس به عبدالناصر پناه برد تا در قاهره به افراد ناراضی ایرانی آموزش نظامی و تروریستی بدهد ، نهضت آزادی بود که  به آن  پرداخته ایم .، هم زمان دو شبکه تروریستی دیگر پدید آمدند . یکی از شکم حزب توده متولد شد ، بنام سازمان چریک های فدایی خلق و دیگری سازمان مجاهدین خلق که از بطن نهضت آزادی سر برون آورد.

بنیانگزار سازمان فدائی خلق شخصی بود به نام بیژن جزنی فرزند رحمت الله جزنی ، توده ای معروف که به شوروی گریخته بود . مادر بیژن نیز یک زن یهودی بود که به اسرائیل رفته و بیژن را رها کرده بود و او درد بی پدری و بی مادری را با همه سلول ها یش احساس میکرد . بیژن با مهین قریشی یکی از مارکسیست های فعا ل ازدواج کرد و همسرش را به یک عامل اطلاعاتی موثر تبدیل نمود .


ادامه نوشته
+ نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکران چپ

 

 

جامعه سوسیا لیستها بستر ساز فداییان خلق شد ...!

 

انتشارات مزدک در ایتا لیا ، آتش بیار معرکه  شد...!

 

قذافی  پانصد هزار دلار به روشنفکران پول داد ...!

 

بهزاد نبوی در آمد شرکت اش را وقف  خرابکاری کرد !

 

سلسله مقالاتی که در زمینه روشنفکران سیاسی و قلم بدستان  و مبارزان اسیر سیاست های بیگانه نوشته می شود پاسخ به سوالاتی است که تا  داده نشود ملت ایران  رنگ دمکراسی را نخواهد دید

باید از درون جامعه به سراغ آفت های داخلی رفت و ابتدا به سراغ اپوزیسیون سلسله پهلوی برویم و ببینیم این روشنفکران فنا در آرمان  ، عدالت اجتماعی و آزادی را در چه میدیدند که آن گونه بپا خاستند و آتش بر خرمن هستی یک ملت زدند .  این سلسله مقالات کالبد شکافی اپوزیسیون چپ و راست  نظام قبلی است ، آنان که  داعیه آزادی و دمکراسی برای ایران داشتند...! آنهایی که  با مزدوری مرتجع  ترین سیاست های جهانی دیوار بلندی بر سر راه توسعه و آزادی و عدالت اجتماعی کشیدند و امروز نیز مانع بزرگی بر سر راه  دموکراسی هستند  . ما این افشاگریها را بدان روی ضروری می دانیم که جریان های چپ و راست اپوزیسیون دیروزی ، نیمه جان و متزلزل و آواره هم چنان سر در آخور جریان های ضد ایرانی دارند و از حوادث روزگار پند نگرفته اند

 ما زندگی آنها را یک بار دیگر مرور می کنیم تا جوانان در انتخا ب راه آینده دچار خطا و لغزش نگردند

اینک در ادامه کالبد شکافی های گذشته ، به برخی از ائتلاف ها و چگونگی همکاری جریان های چپ می پردازیم.


ادامه نوشته
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت توسط اخگر |