تبليغاتX
اخگر

 دریغ از یک پاسخ کوتاه ....!!

آقای کروبی ..

یک صفحه از خاطرات آیت الله خزعلی را بخوانید

درسی که یک افسر عصر پهلوی به شما داد ولی نیاموختید

 

نمیدانم  چرا وقتی نامه کروبی  به هاشمی را خواندم  منقلب شدم و در خود فرو رفتم و اجازه دادم اشکها بر پهنای صورتم فرو غلطند ....اجازه دادم برای چندمین بار در سی سال پس از انقلاب بغض در گلو شکسته ام را به فریاد تبد یل کنم و به طاق آسمان ایران بکوبم ..

نمیدانم چرا این بار ،  دیگر با خدا راز و نیاز نکردم واز او مجازات ستمکاران و   جنایتکاران و شکنجه گران و بازجویان و فرماندهان آنها را طلب ننمودم ....دلم از آنچه که در این سالها بر ملت ستمدیده ایران گذ شته و میگذرد شکسته بود ...یک بار دیگر رنج روزهایی که بر ما گدشته  بر جان و روانم آتشی بپا کرد …یاد  روزهای تلخی که بر میدان ژ اله و سینما رکس آبادان .و آتش سوزیها و آدم کشی ها یی که بنام اسلام صورت میگرفت ....یاد روزهایی که بهترین فرزندان این ملت را بر پشت بام یک مدرسه به رگبار بستند تا آموزشی جدید را بر نگ خون در کلاسها تدریس کنند  ......

یاد اعدامها ، شکنجه ها و بی حیثیت کردن خدمتگزاران این دیار  ....یاد مصادره ها و چپاول اموال مردم و در بدر کردن خانواده ها ....یاد کشتار سالهای 60 و  67و آنچه  که در زندانها بر سر دختران و پسران ما آوردند  ، آزارم میداد.....راستی چه روزگار گزنده و سیاه و درد آوری بر این مرز و بوم گذشت ...

  زاری نامه  کروبی به هاشمی یار همسنگرش  ، همه رنج ها ی سی سال گذشته را بر سرم  فرو ریخت و بر  این اندیشه  -   که آیا  کروبی در همه سالهایی که بر مسند قدرت نشسته بود از آنچه که در بیدادگاههای ما میگذشت بی خبر بود ...؟ اگر بگوید    آری    آن وقت ناچار میشوم قصه تلخ  ، نامه منتظری به خمینی را برایش یاد آور شوم و بگویم آن مرد در آغاز انقلاب آنچه را که در زندانها میگذشت برای رهبر انقلاب نوشت ولی شما و همپالکی های امروزتان او را ساده دل نا میدید و کلام فقیه عالیقدر را یک شبه منسوخ دانستید و در راند نش از بارگاه شوکت و قدرت کوشیدید ..

آری این بار نزد خدا شکوه نبردم ....چون در همه این سالها ...خدا  به هیچکس حتی مردان نزدیک به او از هر قشر و طبقه ای پاسخ نداده بود .....خدا شکنجه ها و تجاوزات درون زندانها را لابد دیده بود ....فریاد استغا ثه مظلوما نه آنان را شنیده بود ....اشک چشمان بی رمق مردان و زنانی که بر چهره های شرم و خشم زده شان نشسته  ، دیده بود ....خدا ، ضجه مادران و پدران فرزند از دست داده را که خاک بر  سر و روی می پاشیدند ، مشاهده کرده بود ....خدا فریاد  پا ینده ایران  را از دهان شادروان دکتر محمد رضا عاملی به هنگام تیر باران شنیده بود ...خدا از خروش   جاوید شاه   سپهبد رحیمی و سپهبد جهانبانی و دیگر امیران ارتش در آخرین نفس زندگی آگاهی داشت همچنانکه از زمزمه های خلوت شبانه منتظری باخبر بود ....و شکایت هاشمی را هم در انتخابات گدشته  دریافت کرده بود ..ولی

دریغ از یک پاسخ کوتاه ...!!


ادامه نوشته
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت توسط اخگر |

 

کالبد شکافی روشنفکران نفتی         

جنگ نفت بین دولتها چه مصائبی برای ایران در بر داشت ...؟ !

مصدق روشنفکری که راه را برای بحران نفت هموار کرد ...!!

مصدق طرح الغاء قرار داد نفت با انگلیسها را امضا نکرد ...!!

 

رضا شاه اولین شخصیت سیا سی  بود که برای  نجات منابع  ایران از چنگال بیگانگان اقدام عملی و شجاعانه کرد و بهای سنگین آن که برکناری از سلطنت و تبعید در غربت  بود پرداخت و با مقاومت خود ، استعمار انگلیس را وادار به اقداماتی کرد که به قطر پرونده جنایات آن درتاریخ سیاسی جهان افزود 

رضا شاه به گناه ایرانی بودن و ایرا نی اندیشیدن و از منافع ملت ایران پاسداری کردن به جزیره موریس و سپس ژوها نسبورک در افریقای جنوبی تبعید شد و در همانجا در گذ شت .....این روز ها مصادف با سالروز فقدان آن مرد بزرگ و فرزند میهن پرستش محمد رضا شاه پهلوی است ....روزها یی که سخت عبرت آموز است زیرا ثمره  تلاشهای آن  پدر و پسرد ر راه ایران دارد به نتیجه میرسد...و ایران با حرکت به سوی سکولاریسم ، هویت از دست داده اش را باز می یابد .

اما دوران پادشاهی محمد رضا شاه  را باید یکی از پر سر و صدا ترین و جنجالی ترین ایام تاریخ ایران دانست زیرا  جنگ دوم جهانی   و نقض بی طرفی ایران که منجر به تهاجم نظا می شوروی و انگلیس گردید  شرایط  را بگونه ای رقم زد که از آغاز تا پایان دوران پادشاهی محمد رضاشاه پهلوی با تنش های سیاسی و دخالت بیگانگان در امور و سنگ اندازی های مداوم شوروی و انگلیس و سپس آمریکا و کج خلقی روشنفکران سیاسی همراه بود که باید ریشه همه آنها را در قصه پر غصه نفت مشاهده کرد  .

 بیگانگان با اشغال ایران میخواستند نهایت بهره برداری را از وضعیت موجود  بنمایند ....دو دولت  انگلیس و شوروی  از هیچگونه زور گویی و چپاول و بی اعتنایی به  حقوق ملت ایران دریغ نمیورزید ند  ...   انگلیسها برای  حفظ حوزه های نفتی که کمک شا یان توجهی به پیروزی آنان در جنگ کرده بود   تلاش چشمگیر داشتند.... روسها نیز  برای کسب غنیمت جدید و اخذ امتیاز نفت شما ل  برنامه هایی  پیش روی داشتند ... دولت آمریکا که پای به عرصه جنگ نهاده بود ار نفت خاور میانه و بویؤه ایران سهم میخواست . اسناد و مدارک گواهی میدهند که آمریکاییها از سال 1321 در پی اخذ امتیاز  نفت ایران بودند و خلیج فارس را زیر نظر داشتند ...کارشناسان شرکتهای  نفتی آمریکا  از سال 1322به ایران رفت و آمدشان را آغاز کرده و رایزنی هایی  با رجا ل و روشنفکران سیاسی ابرانی داشتند ....گفتگو ها غالبا در پس پرده بود زیرا آمریکاییها میدانستند که در حریم نفتی انگلیسها پا نهاده اند و نمیخواستند تراژدی سقا خانه که به مرگ یک آمرکایی انجامید تکرار شود ...اما انعکاس این تلاشها در جراید آمریکا  بویژه روزنامه نیویورک تایمز سبب تیز شدن گوش روشنفکران و بازیگران عرصه سیاست ایران گردیده بود...در اوضاع آشفته آن روزها ناگهان و برای نخستین بار در مجلس شورای ملی قرار داد نفت ۱۳۱۲  که بدان اشاره کرده ام مورد نقد و اعتراض قرار گرفت و از آن به عنوان خیانتی در دوره دیکتا توری یاد شد ...!! و جراید آمریکا نیز به این داستان دامن زدند ....


ادامه نوشته
+ نوشته شده در جمعه 23 مرداد1388ساعت توسط اخگر |

 

پاسخ تاریخ به شاهنشاهان پهلوی

آسوده بخوابید که ملت ایران بیدار  است

جنبش سبز ملت ایران هوشیار است

فریاد شاهنشاه ایران در آرامگاه کوروش بزرگ بنیانگزار شاهنشاهی ایران زمین :

( کوروش  آسوده بخواب که  ما بیداریم  ) در  آسمان بغض آلود ایران فضایی را اشغال نکرد ... اما از هر واژه آن فریاد - سیاست بازان جهانی  لرزید ند و خواب را بر  خود حرام کردند تا اند ک  بیداران ایران زمین را قربانی سحر و جادوی انقلاب سازند . انقلابی که داس مرگ و چکش ویرانی بر درفش تشیع سرخ نقش بسته بود .

سی سال از به اهتزاز در آمدن آن پرچم که بر سینه میهن پرستان و عاشقان فرهنگ ایران کوبیده شد میگذرد ....رعب اسلامی و کینه انیرانی و دیپلماسی  جهانی بر هم تنیدند و ایران برخا سته از خواب قرون و اعصار را به بیغوله های تاریک و خاموش تاریخ سوق دادند و گردفراموشی   و ادبار  بر سر ورویش پاشیدند .....

.ایران آتش گرفت و سوخت اما از درون خاکسترهای آن همچون همیشه تاریخ - ققنوس وار قد علم کرد ....برخاست ...خاکستر از سر زدود ...با آب دماوند چهره از خون فرزندانش شست و بر حریر سبز آزادگی آراسته گشت  و با لبخند سبز حیات دوباره را با سر افرازی از سر گرفت تا فرهنگ جهان تابش بر تاریکی ها غلبه کند ....

امروز تاریخ ایران به شاهنشاهان پهلوی پاسخ میدهد  :

گرچه  در تمامی سالهای حضورتان آرام و قرار نداشتید تا ایران به سامان نشیند ...تا ایران نقاب فقر و جهل از چهره بزداید تا تحجر سیاسی  و دینی بر گل فرو افتد ...تا سکولاریسم و مدرنیسم بر تخت نشینند ...تا افتخار و ارزش ایرانیت بر جهانیان اثبات گردد ...تا ایران آباد و سر افراز باشد   ...آری شما  در همه سالهای حیات تان آرام و قرار نداشتید و پس از رحلت تان نیز روح تان را زیر ضربات تازیانه های تهمت و افترا و دروغ آزردند   ....اما حالا دیگر آرام بخو ابید ...آرام بخوابید که ملت ایران بیدار شده است ...جنبش سبز ملت ایران از راه رسیده تا آرزوهای ناتمام شما را تحقق بخشد ... آمده است تا دیوار ویران شده سکولاریسم را که به همت شما دو سردار تاریخ بر پا و استوار گردیده بود بار دیگر بسازد ..


ادامه نوشته
+ نوشته شده در جمعه 9 مرداد1388ساعت توسط اخگر |