تبليغاتX
اخگر

قیام مردمی و  ضد کودتای  28  مرداد 1332  چرا ؟

جایگاه پادشاه در قانون اساسی مشروطیت تا مقطع 1332 چه بود ؟


جایگاه حزب توده در مناقشات داخلی و ضرورت استفاده از قوه قهره علیه آنها


خواننده گرامی در شماره 6  مقالاتم سعی خواهم کرد تا ضمن ادامه مباحث قبلی به شناخت و ریشه یابی انگیزه سیاسیون داخل ایران که منجر به پذیرش حوادث مرداد 32  شد بپردازم . زیرا شواهد تاریخی حاکی از آنند که حتی در اولین سال دولت دکتر مصدق بسیاری از نظامیان و غیر نظامیان در ضرورت پایان دادن به حکومت ایشان متفق القول می شوند .

از سویی مهم ترین سؤالات من نیز از همین جا نشأت گرفتند ؟!.

 1- علت دخالت نیروهای مختلف ایرانی و غیر ایرانی در حوادث مرداد 1332 چه بود ؟

 2-  تفکیک نیروهای عمل کننده و انگیزه هریک در حوادث 25و 28 مردادچه میزان بوده است ؟

 3- انگیزه و طراح و مجری کودتا که بود ؟ دولت حاکم یا پادشاه قانونی ؟

 4- آیا ارتشیان و غیرنظامیان نیز انگیزه هایی داشتند ؟

5- درحمله نظامیان به دولت مصدق اگر انگیزه مالی در بین نبوده ، برای چنین عمل خطرناکی که خطر اعدام تنها بخشی از آن است ، دیگر چه انگیزه قوی دیگری باقی می ماند ؟


ادامه نوشته
+ نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد1387ساعت توسط اخگر |

کالبد شکافی روشنفکران دینی

قسمت چهارم

 

هیات موتلفه چگونه تشکیل شد و چه کرد ؟

جرا منصور نخست وزیر ایران را کشتند ؟

گروه های مذهبی عدالت اسلامی را در کجا  می جستند ؟

اپوزیسیون نظام شاهنشاهی را بشناسیم

 

 

در بررسی و کالبد شکافی روشنفکری دینی دوران معاصر ، فداییان اسلام را تشریح کردم و بازیگران و صحنه گردانان اصلی را در ارتباط با جبهه ملی باز نوشتم .. اما باید بدانیم گرچه این گروه از فعالین سیاسی مذهبی از مهمترین ها بودند ولی تنها نبودند و داستان مبارزات مسلحانه مذهبی  به آنان ختم نمیشد .  آزادی سیاسی و اجتماعی دوران آغاز سلطنت محمد رضا شاه ، شرایط را برای بازیگران عرصه خون و آتش  فراهم ساخته بود و هرگروه و دسته سیاسی و مذهبی با سلیقه های شخصی و گاه عقده های روانی در این آشفته بازار به فروش  یا تحمیل کالای خود میپرداختند ...

بنابر این ضرورت دارد که نقش سایر گروههای مذهبی را به اختصار یاد آور شوم تا شما خواننده عزیز به ان دسته از روشنفکرانی که معتقدند در زمان پهلوی ها آزادی نبود یاد آوری فرمایید که  آزادی بود ولی آزاد گان کم بودند ...آزادی را نمیشناختند و اساسا روشنفکران دینی در پی آزادی نبودندبلکه جویندگان عدالت اسلامی آنهم با اسلحه دین بودند .


ادامه نوشته
+ نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت توسط اخگر |

 


ادامه نوشته
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 مرداد1387ساعت توسط اخگر |

 

سفر کرده

آن روز که خانه را ترک کردی چه دلهای سیاه و پر عداوتی بدرقه ات کردند ... و چه مشتهای گره شده ای که به سوی آسمان غم گرفته ایران پرتاب شد ...

آن روز فریادهای خشم و خشونت که از دهان کف آلود روشنفکران سیاسی برمی­خاست، قامت در هم شکسته ترا بدرقه کرد و در آن فضای شور و التهاب بیمارگونه، هیچکس معنای قطرات اشکی که بر چهره ات فرو ریخت درک نکرد ... و تو خسته از نامردمی ها، با مشتی از خاک میهن، آسمان ایران را پشت سر نهادی تا تن بیمارت را به طبیب بسپاری ...! شاید که طوفان فریب و غفلت فرونشیند ... و... اسب سرکش توطئه رام گردد ... و گرد و غبار سیاه و سهمگین سیاست فرو خسبد تا آنگاه راه از چاه نمایان شود.

هیهات ... که چنین نشد ... نه طوفان جهالت فرو نشست و نه سیاهی ها دست از جانمان برداشت ... و تو با حسرت فردای خونین، سفرت را بدیار یار آغاز کردی و پر کشیدی و رفتی ... روز پنجم امرداد 1359 را میگویم...

و امروز که بیست و هشت سال از سفر نا بهنگامت میگذرد ... دیگر آن اشکهای تو نیست که بر چهره خسته ات  فرو میچکد بلکه سرشک غمبار سوزانی است که از چشمان حیرت زده و نادم آدمها فرو میریزد ... دیگر آن دل ناآرام تو نیست که درد نامردی ها را در خود پنهان کرده بود ... بلکه این قلوب یک ملت پشیمان و سر خورده و فریب دیده است  که آرام و قرار ندارد ...

امروز دیگر تو تنها  نیستی ... قافله های دل ، همره توست ... یعنی خدا همره توست.

 شگفتا... خداجویان دیروزی که ترا متهم به بی خدایی میکردند ... امروز، جدا از خدا... دور از خدا... و گاه رودر روی خدا، خانه دلها را خالی از نام خدا کرده اند ... و تو چه با شکوه و سرفراز بسوی خدا پر کشیدی ...

در این رابطه نمآهنگ «سپاس رهبر میهن دوست» را  بارگذاری و تماشا فرمائید.

+ نوشته شده در جمعه 4 مرداد1387ساعت توسط اخگر |