
درود به خوانندگان ارجمند
از آنجا که چند هفته ای است در سفرم، امکان درج مطلب جدیدی را تا یکی دو هفته ی آتی نخواهم داشت.
پاینده ایران
منوچهر یزدی
از همایش علیه بیگانگان آموختیم !!
همایش اعتراض گونه میهن پرستان برابر سفارت امارات متحده عربی در روز دهم اردیبهشت ماه 1387 خورشیدی با واکنش های قابل مطالعه ای رو برو گشت و به گمان من حزب پان ایرانیست که دعوت کننده این مراسم بود به دستاورد های ارزنده ای دست یافت که بخشی از آن سرمایه فردای ایران و بخشی دیگر درسهای فرا روی ماست .......و در روزگار وانفسای امروزی که فضای سیاسی ایران زمین پر است از ادعاها و مطالبات و شورها و شعارها ، شناخت سره از ناسره امری است ضروری
..
اولین دستاورد ما از فراخوان جوانان حزب پان ایرانیست ، واکنش نهاد های امنیتی و انتظامی تهران بود که مجریان سیاست های حاکمیت جمهوری اسلامی تلقی میشوند. صادقانه بگویم تجربه تلخی بود ...زیرا اندیشه ای که پشت سر این فراخوان ملی قرار داشت به گستردگی همه شهرها و دشتها و آبها و آسمان ایران زمین بود ، آنجا که هویت ایرانی در طی همه قرنها شکل گرفته است ، هویتی که ریشه در آمال و آرزوها و نبردها و خلاقیتهای یک ملت بزرگ و تمدن ساز دارد.... میهن پرستان برای پاسداری از این هویت که متعلق به همه عاشقان ایران است برابر سفارتخانه ای صف کشیدند..
گمان ما بر این بوده و هست که نیروی انتظامی کشور بدون این هویت و به دور از این قبیل ارزشهای تاریخی و ملی چه جایگاهی دارد ؟ اگر مامور امنیتی یا انتظامی به حرمت خانه و کاشانه و تاریخ نیاکانش نیندیشد و خودش را هم آوا با فرزندانش ، علیه ژاژ خایی های بیگانگان و مهاجمین به سرنوشت و هویت میهن اش نداند و نبیند و امنیت به مخاطره افتاده کشورش را درک نکند ، دیگر حفظ امنیت و انتظامات کجا و از چه کسانی مطمح نظرش خواهد بود ؟ و اساسا حراست از ارزش های دینی و حکومتی ، در خلاء چه مفهومی دارد ...؟
حمله نیروی انتظامی با باتوم به مردان و زنان ایرانی که به پاسداری از هویت و شخصیت ، همان مامور ضارب بر خاسته بودند ، سخت غم انگیز و دشمن شاد کن بود و بدون تردید کادر سفارت امارات متحده عربی که جوانان معترض ما را زیر ضربات باتوم ماموران انتظامی مشاهده میکردند قضاوت تلخی نسبت به سرنوشت این حکومت خواهند داشت....!!
تجربه تلخی بود ...طعم ناگوار این تلخی را ملت ایران بارها چشیده است ...حمله به میهن پرستان و پاسداران هویت ملی در طول تاریخ سابقه داشته است... ولی می بینید و می بینند که این ملت همچنان استوار قامت در صحنه گیتی حضور دارد و توانسته در بزنگاه های تاریخی متجاوزین به حریم شرف و ملیت و فرهنگش را از سر راه بردارد و به زیست با شکوه خود ادامه دهد .
تجربه تلخ دیگری که آموختیم .. هم آوایی برخی از گروههای مدعی نجات ایران با این یورش بود ... آنهایی که دغدغه سفره خالی کارگران و گرانی و فقر عمومی را تیتر شعارهایشان کرده اند از سخیف ترین استدلالها و زشت ترین کلمات ، باتوم و ابزار فشار ساخته بر تن و روان میهن پرستان فرود آوردند تا از قافله سرکوب عقب نما نند ... تا هدیه مبارزه با ناسیونالیستها را روی میز انتر ناسیونالیست های لنینی و دینی قرار داده حق السهم وقاحت شان را گدایی کنند ...!!
و اما آنچه که بدست آوردیم و بدان خوشنودیم ، اینست که میهن پرستان ایران در محاصره یک توطئه خونین بین المللی قرار دارند توطئه ای که ابعادش از درون تا بیرون ایران گسترده است و آنان تنهای تنهایند ...آنان از حمایت کمونیستها از هر نوع و رنگش ، خارجی از شرق و غربش ،و حاکمیت از اصلاح طلب و بنیاد گرایش....
محرومند مثل همه قرون و اعصار ...،و حاصل آن که :
به شعارهای زیبا و فریبنده در درون و بیرون ایران، دل خوش نکنیم که نبرد با انیران همچنان ادامه خواهد داشت
و اما در پاسخ به گنده گویی های گروهک کمونیست کارگری و جریان هایی از این دست ، دوست جوان و اندیشمند میهن پرست ، آقای تیرداد بنکدار ، مطلب مستدل و قابل استفاده ای نوشته اند که دریغم آمد آن را زینت بخش این صفحه نکنم ...این نوشته نگاه سبزی است به ایران و دشمنان سرخ ایران ..
وقاحت سرخ
یکی از عناصر وابسته به حزب کمونیست کارگری (کدام جناح؟!) به نام "نوید مینایی" در مقاله موهنی به نام "ناسیونالیسم گوگلی" افاضاتی فرموده که لازم دیدم سکوت چند ماهه را شکسته و ملاحظات خاصی را که در خودداری از حمله مستقیم به این تکرارهای کمیک تراژدی سرخ در نظر داشتم به کناری نهاده و به بیان آنچه شایسته این وقاحت سرخ است، بپردازم. این فرد که گویا از اعضای برون مرز این حزب تروریستی بد سابقه است در نوشته ای که در سایت خبری "ایران پرس" در پاسخ به نوشته شخصی دیگر منتشر کرده، بی اساس ترین و وقیحانه ترین اتهامات و دشمنی ها را نثار ناسیونالیستهای ایرانی کرده که به علت این گستاخی وی نیز در پائین اشاره خواهم کرد. خوانندگان برای خواندن متن کامل نوشته آقای نوید مینایی می توانند به این لینک مراجعه فرمایند:
نگاهی دیگر به درون حرکت های سیاسی در ایران...!
سهم روشنفکرها درتوسعه سیاسی ایران چه بوده است؟!
اولین جنبش کمونیستی در ایران چگونه بوجود آمد... ؟
چرا بیانیه سردار سپه را جدی نگرفتند .... ؟
برای جامعه ایران که در عصر روشنگری صدمات جبران ناپذیری از روشنفکران دریافت کرده است هیچ امری ضروری تر از کالبد شکافی اجتماعی و بررسی علل و دلایل عدم توسعه سیاسی در کشور نمیباشد . در این که جوامع عقب مانده تا چه اندازه نیازمند آزادی هستند و آیا توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی در اولویت قرار دارد یا توسعه سیاسی...؟ و اینکه آیا جامعه ای که گرفتار فقر و بیسوادی و بیکاری و آنارشیسم و حضور عوامل ریز و درشت خارجی و بی قانونی و استبداد مذهبی هست میتواند طالب آزادی و دموکراسی باشد یا خیر؟ از نکاتی است که باید به آن بطور شفاف و بی غرض و مرض پرداخت تا سهم هر کس در پیشرفت امور اجتماعی و ایجاد عدالت اقتصادی و سیاسی مشخص گردد.
ملت ایران از یکصد سال پیش برای ایجاد عدالت و مبارزه با دیکتاتوری بپا خاست و در واقع پرچمدار یک جنبش ملی در سراسر منطقه بود ولی چرا این نهضت آلوده به دخالت انگلیس و روس شد وناکام گردید و اساسا سهم روشنفکران و لیدرهای سیاسی کشور ما در عدم توفیق پروژه توسعه سیاسی چقدر بوده از نکات قابل بحث و بررسی است که تا بحال به آن نپرداخته ایم .
در تاریخ ایران نقش پادشاهان و نخست وزیران و چهره های شاخص سیاسی به شکل پیچیده ای مطرح شده ولی به آن گروه از آدمهایی که جریان ساز حوادث بوده اند و در تفکر شخصیت های مطرح زمان نقش اساسی داشته اند اشاره نگردیده .
اینکه روشنفکران در هر عصر و زمانی دم از آزادی زده یا میزنند خود تا چه اندازه در سازندگی کشور نقش داشته اند و نیاز ها و باید و نباید های اجتماعی را چگونه دریافته اند باید به نقد کشیده شود تا حداقل انتظارات جامعه به بیراهه هدایت نگردد و عوام فریبی جایش را به وجیه المله بودن ندهد...!
کودتا ، ضد کودتا یا قیام 28 مرداد 1332
بررسی عوامل موثر در ایجاد حوادث مرداد 1332
اوضاع سیاسی کشور تحت تاثیر احزاب چپ و ملیون – دولت و منتقدین
امیر تیمور کلالی و روایت دولت دکتر مصدق
محمد ابراهیم امیر تیمور کلالی از اعضای فعال جبهه ملی اول و دوره های بعد، از معدود چهره هایی است که در میان گروه های سیاسی مختلف و حتی متضاد از احترام و مقبولیت بالایی برخوردار است . کلالی ضمن داشتن سوابق طولانی در نمایندگی مجلس پیش از ملی شدن صنعت نفت ، در این ایام نیز در زمره نمایندگان جبهه ملی وارد مجلس شد و دراولین هیئت دولت دکتر مصدق ابتدا وزارت کار سپس در تغییرات کابینه در 9 آذر با حفظ سمت وزارت کار به وزارت کشور رسید و در همان روز با حفظ سمت سرپرست شهربانی هم شد ولی در 14 دی از وزارت کشور و وزارت کار توأمان استعفا کرد .
از محمد ابراهیم امیر تیمور کلالی مجموعه ای ارزشمند باقی مانده که شامل 5 ماه دستنوشته های روزانه ایشان است که در سال 1377 جمع آوری و درسال 1380 به کوشش مرتضی رسولی پور و توسط چاپ و نشر نظر به چاپ رسیده است . اما چند افسوس وجود دارد .اول اینکه این وقایع نگاری روزانه فقط از 15 خرداد تا 16 آبان 1330 را دربر می گیرد و این در حالی است که ایشان از 2 اردیبهشت 1330 تا 14 دی همین سال وزیر مهم کابینه بوده است . وی در ماههای آخر همزمان وزیر کار – وزیر کشور و سرپرست شهربانی بوده است . دوم اینکه ایشان هم عضو جبهه ملی و هم دوستی پایداری با بسیاری مقامات مخالف و مستقل ها داشته و حتی یک بار ( حداقل 1 بار) گلایه های خود را در باب مسائل کشور و مسئولیت و ضرورت مداخله محمدرضا شاه درمسایل سرنوشت ساز مملکت را حضوراً به سمع پادشاه جوان ایران می رساند و نیز از طریق حسین علا وزیر دربار رابطه ای با اعلیحضرت داشته است . لذا ضمن علاقه به دکتر مصدق و فلسفه نهضت ملی ، در امور اجرایی نظرات کاملاً مستقل و متفاوتی داشته که باعث می شود از دگم اندیشی و یکجانبه نگری بری شود . وی به دفعات مسائل مهم امنیتی را با شخص دکتر مصدق بیان می دارد و گاه بین او و مرادش بگو مگو در می گیرد . سوم اینکه اگر ایشان تا آخر دوره 2 سال ونیم دولت نهضت ملی حضور میداشت و حتی پس از آن نیز نظراتش را در پایان سالهای دهه 1330 توسط خودش باز بینی و رفع عیب می کرد و ناگفته ها را هم بدان می افزود و زود تر منتشر می ساخت ، امروز تاریخ دانان ایران گنجینه ای از وقایع روزانه دولت نهضت ملی در اختیار داشتند. افسوس چهارم برای من است که چرا این کتاب را اینقدر دیر در فروردین 1387 یافتم و از صحت اصل چند واقعه بیشتر و بهتر آگاه میشدم . بطور مثال واقعه 23 تیر 1330 را که به نقل از منابع دیگر در شماره 4 ( شماره قبل ) آوردم با واقعیت تفاوت دارد و گزارش امیر تیمور که بر اساس گزارش داخلی هیئت دولت است صحیح تر و معقول تر میباشد که در شماره های بعد اصلاح شده آنرا خواهم آورد چنانکه برای سایت پدرم – آقای منوچهر یزدی – متن اصلاح شده را تقدیم کردم .
در مجموع نوشته های امیر تیمور بسیاری از ایده های قبلی من ناشی از مطالعه اسناد و خاطرات ونظرات اشخاص مطلع را تایید می کند و لذا می توان مطالب ایشان را جایگزین حداقل 10 منبع دیگر که شائبه طرفیت و جانبداری در آنها وجود دارد ، قرارداد تا اینگونه مسائل در این تحقیق از بین برود .
لازم به ذکر است که من برای یافتن سؤالات تاریخی خود که به نوشتن این سری مقالات انجامیده تا کنون بیش از 65 منبع و مأخذ را مورد بررسی قرار داده و از 20 سال قبل تا کنون در صدد یافتن علل و عوامل داخلی و خارجی وقایع 3 اسفند 1299 و مرداد 1332 بوده و هستم و هنوز هم اعتقاد دارم که حجم افسانه ها بیش از تاریخ مستند است و من وظیفه خود دانستم تا حداقل برای نسل جوان و بی اطلاع از تاریخ معاصر ، در موضوع تاریک این به اصطلاح کودتا چراغی روشن کنم و از بسیاری مردان ومردمان این مرز و بوم که به خیانت متهم هستند ، رفع اتهام کرده و واقعیت را رونمایی کنم . در مجموع در این شماره به ادامه مباحث قبلی پرداخته و تا حد امکان از نظرات امیر تیمور کلالی بهره خواهیم گرفت و در شماره بعد به تحلیل عملکرد سال اول دولت نهضت ملی و مخالفین خواهیم پرداخت .واینک روزشمار امیر تیمور کلالی را با هم مرور میکنیم :
در پی دعوتی که حزب پان ایرانیست از هم میهنان به عمل آورده بود ساعت 11 صبح امروز 10 اردی بهشت ماه 1387 جمعیت زیادی برابر سفارت امارات متحده عربی گرد هم آمده و با سردادن شعارهایی مانند :
پیش تا به مرز خویش- ما از حقوق ملت ایران در خلیج فارس دفاع می کنیم- خلیج فارس دریای همیشه ایرانی – شیعیان بحرین را آزاد کنید- جزایر سه گانه تنب کوچک، بزرگ و ابوموسا جزایر همیشه ایرانی هستند -
خواستار توقف توطئه های منطقه ای پیرامون مصالح ملت ایران بودند.
توجه به استقلال و تمامیت ارضی کشور و پاسداری از کیان ایران زمین سرلوحه شعارهای این همایش بزرگ بود. جمعیت حاضر که با پلاکارد و شعارهای ویژه در خیابان ظفر حضور یافته بودند سرود "ای ایران" را به کرات خوانده وخطاب به دیپلمات های سفارت امارات از حاکمان آن کشور می خواستند که حد ومرز مطالبات خود را بشناسند و پا را از گلیم خود درازتر نکند.
حزب پان ایرانیست همیشه نسبت به مصالح و منافع ملی ایران زمین حساس بوده و در این زمینه با سایر گروه های ملی و سیاسی هماهنگی فکری داشته است.دغدغه خاطر زمانی آغاز می شود که مسائل زیر بنایی ملی کشور مورد تهاجم و تعارض قرار گیرد. برهمین اساس این فراخوان با شرکت گروه های سیاسی و میهن پرستان در برابر سفارت تشکیل شد و با موفقیت به پایان رسید.
دراین همایش حدود پنج هزار نفر شرکت داشتند.در پایان این مراسم با دخالت گارد ضد شورش نظم با شکوه همایش در هم ریخت و 15 نفر بازداشت و عده ای مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
تا ساعت های پس از پایان همایش هجوم جمعیت در اطراف سفارت امارات متحده عربی چشمگیر بود.


بررسی عوامل موثر در ایجاد حوادث مرداد ۱۳۳۲
داستان خلع ید تا توقف فروش نفت
چرا مصدق هر پیشنهادی را رد میکرد ؟
خواننده گرامی طی 3 شماره اول مجموعه مقالات پرسش از تاریخ یعنی تا اردیبهشت 1330 جبهه ای فراگیر از دولت ، پادشاه جوان و دموکرات ، مردم ، مجلس شورای ملی و سنا ، بسیاری از احزاب ، روحانیت ، ارتش و شهربانی را می یابد که همگی خواهان ملی شدن نفت ایران هستند ولی این جبهه فراگیر ظرف یک سال بعد به گروههای متشتت بدل گشته و بعد از 2 سال به کلی از هم می پاشد .
تشکیل کابینه دکتر مصدق و اولین پیام های وی برای مردم
7 اردیبهشت 1330 جمال امامی نماینده مجلس با توجه به اصرار دکتر مصدق در انتخاب نخست وزیری که بتواند عین قوانین کمیسیون نفت را دقیقاً انجام دهد به دکتر محمد مصدق پیشنهاد قبول نخست وزیری نمود و وی نیز بی قید و شرط پذیرفت و از صد نفر نمایندگان حاضر در مجلس هفتاد و نه نفر به زمام داری مصدق رای دادند.
9 اردیبهشت 1330 دکتر مصدق در اولین پیام خود به ملت ایران می گوید : " هموطنان عزیز، تردید ندارم که برای قبول این کار و بار گرانی که بدوش گرفته ام از بین می روم ، چون مزاج من متناسب با قبول چنین وظیفه مهمی نیست ولی در راه شما جان چیز قابلی نیست ، از صمیم قلب راضی هستم که آنرا فدای آسایش شما کنم ، قضیه نفت سبب شد که من این بار گران را بدوش بکشم .هم اکنون خدا می داند تا کی بتوانم آنرا تحمل کنم ".( منبع : کتاب افسانه مصدق- استاد رحیم زهتاب فرد - نشر علمی – 1376 – ایشان مدیر روزنامه "اراده آذربایجان " در سالهای 1328 تا 1357 و نماینده مجلس شورای ملی دوره های 21 و 23 بودند )
دکتر مصدق در این پیام و در مصاحبه مطبوعاتی بعدی خود کوچکترین حرفی از برنامه های قاطعانه و حرکتهای محکم و شجاعانه آتی دولت یکپارچه و هدفمند نهضت ملی ؛ به مدد نیروی اندیشه و جبهه فراگیر ملی یا استفاده از ابزارهای قانونی بین المللی برای مبارزه با اهریمن خارجی تا تأمین حقوق حقه ایرانیان و حفظ مصالح و منافع ملی نمی زند !!! و به جای همه اینها می گوید " ... تا چند روزقبل که نماینده مردم در مجلس ، در صف اقلیت بودم برای رفع بدبختی آنها غیر از آه و ناله کار دیگری نداشتم ولی بعد که در رأس دولت واقع شدم و باید خود چاره جوئی و رفع بدبختی ها کنم دستهایم بسته و پاهایم را می خواهند طوری ببندند که حتی یک قدم نتوانم حرکت کنم ..." !؟!؟ براستی بیچاره ملتی که چشم امیدش به چنین رجل سیاسی باشد .
کودتا ، ضد کودتا یا قیام 28 مرداد 1332
مصدق عاشق اخذ اختیارات بود حتی از جبهه ملی !!
اولین شکست پارلمانی جبهه ملی چه بود ؟
در شماره دوم سلسله مقالات " پرسش از تاریخ " به مجموعه ای از اظهارات عبدالحسین مفتاح و استاد ابراهیم صفایی در مورد اوضاع داخلی ایران خصوصا " اختلاف بعضی اعضای جبهه ملی با دولت " و نیز توافق بسیاری از گروه ها برای جایگزینی دولت دکتر محمد مصدق با یک دولت قوی اشاره کردیم و دلایلی را ارائه دادیم . از جمله این دلایل می توان به بحث عدم اعتماد مصدق به جبهه ملی ، توسل به نیرنگ برای تامین خوراک روحی مردم از جمله در مورد ضرورت جنگ با عراق اشاره کرد که بطور خلاصه در گذشته آمد . ولی با توجه به سؤالات و ابهاماتی که برای بعضی خوانندگان بوجود آمده سعی کردم تا از شماره 3 به بعد به دنبال ریشه های تصویب قانون ملی شدن نفت تا تشکیل دولت دکتر مصدق پرداخته ، تا بتوانم خوانندگان را بیش از پیش در جریان وقایع پیش و پس از تشکیل دولت دکتر مصدق قرار داده و به بعضی سؤالات مطروحه در مورد مقالات 2 شماره قبل پاسخ دهم .
ضمن آنکه در این مرحله سعی دارم تا بعضی خلاء های دو مقاله قبل را پوشش داده و خوانندگان نا آشنا را با جزئیاتی از روحیه مردم ایران و بعضی اعضای نام آشنا و تاریخ ساز کشورمثل دکتر مصدق ، سرلشگر زاهدی ، حائری زاده ، حسین مکی ، دکتر بقایی.... را آشتا سازم تا درک گفته های افرادی چون عبدالحسین مفتاح معاون وزیر امور خارجه دکتر فاطمی و نظایر وی آسان تر شود . در سطور بعدی می بینید که نمایندگان مجلس شانزهم تقریباً بدون استثنا اعم از عضو یا غیرعضو جبهه ملی چگونه چشم انتظار تعیین تکلیف قرارداد الحاقی واصلاحات قرارداد جدید شرکت نفت ایران وانگلیس بودند و چگونه در برابر فعالیتهای غیر قانونی دولتها می ایستادند . همین افراد بعدها در مواردی جلو دکتر مصدق نیز ایستاده و فعالیت های غیر قانونی وی را زیرسؤال بردند . دراین میان محمد رضا شاه پهلوی نیز از این قاعده کلی جدا نبوده و پا به پای مردم و مجلس این خواسته تاریخی ملت ایران را پی گیری می کرده است و حتی در مواردی با تصویب فوری قانون ملی شدن صنعت نفت و حمایت از نخست وزیری دکتر مصدق و اقدامات دیگری که در شماره 4 خواهید خواند نقش تسهیل کننده را از خود نشان می داده است .
ابراهیم یزدی در کنار طراحان فروپاشی ایران
ابراهیم یزدی : ما اشتباه کردیم ...
ما هم برای اربابان یزدی پیامی داریم ..
دست از فریب بزرگ بردارید
در پی رایزنی های مقامات دولت جمهوری اسلامی با امریکاییها بر سر رسیدن بیک توافق سیاسی قابل عرضه به مجامع جهانی ، سر و کله ابراهیم یزدی در آمریکا پیدا شد ، گرچه او ماموریتی ویژه دارد ولی سخنرانی او در اتستیتوی خاور میانه در واشنگتن میتواند پیامی باشد به ملت ناراضی ایران از سوی اربا ب ....
یزدی در این سخنرانی به تاکید و مکرر اظهار داشت : .. ما اشتباه کردیم ، من به نسل جوان میگویم اشتباه مارا تکرار نکنید و نگویید اگر اینها بروندهمه چیز خوب خواهد شد ...!
دوستی پس از شنیدن حرفهای ابراهیم یزدی شگفت زده سوال میکرد :
آیا یزدی سر غیرت آمده است ..؟